در دادگاهی متهم می شوی که هیچ حق دفاعی نداری
دهانت را می بویند مبادا که گفته باشی دوستت دارم
صادق فراموش شده و به گور سپرده شده را آنچنان دوست می دارم که بی تابی ام در ندیدنش همچنان همه را آزار می دهد و تو برای خلاصی از این درد جانکاه اگر مسکنی بیابی محکوم عتاب آنان خواهی شد در دادگاهی که زبانت را بسته اند و محاکمه می شوی به جرم عاشقی یک مرده!
همچنان سرگردان همچنان بی تاب همچنان بی قرار
درست مانند روزی که برای همیشه رفت با رنجی مضاعف!خیانت در عشق!
|
+| نوشته شده توسط
فاطمه در چهارشنبه
1385/05/04
|